محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
716
تاريخ الطبرى ( فارسي )
همسنگ خدا ندانى و لات و عزى را انكار كنى و كتابها و رسولان را كه از پيش خدا آمدهاند بشناسى و پنج نماز چنان كه بايد بگزارى و هر سال يك ماه روزه بدارى و زكات مال خويش بدهى كه خدا ترا بدان پاكيزه دارد و مالت را نكو كند و اگر بتوانى حج خانه كنى و از جنابت غسل كنى و به مرگ و حشر پس از مرگ و بهشت و جهنم مؤمن باشى . » عامرى گفت : « اى پسر عبد المطلب اگر چنين كنم پاداش چه دارم ؟ » پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم فرمود : « بهشتهاى جاويد كه جويها در آن روان است و جاودانه در آن باشند و اين پاداش نيكان است . » عامرى گفت : « اى پسر عبد المطلب ، آيا از دنيا نيز چيزى هست كه آسودگى معاش را دوست دارم ؟ » پيمبر صلى الله عليه و سلم فرمود : « آرى فيروزى و تسلط بر بلاد . » و عامرى بپذيرفت و پيرو دين شد . ابن اسحاق گويد : وقتى عبد الله بن عبد المطلب پدر پيمبر خداى بمرد ، مادر پيمبر ، آمنه دختر وهب بن عبد مناف بن زهره باردار وى بود . ولى هشام گويد : پيمبر خداى بيست و هشتماهه بود كه پدرش عبد الله بمرد . محمد بن عمر واقدى گويد : ياران ما در اين اختلاف ندارند كه عبد الله بن عبد المطلب با كاروان قريش از شام بيامد و به مدينه فرود آمد و بيمار بود و آنجا ببود تا در گذشت و در خانهء نابغه در خانهء كوچك به خاك رفت و چون به خانه در آيى گور وى به سمت چپ باشد . از محمد بن عمرو بن حزم انصارى روايت كردهاند كه وقتى آمنه مادر پيمبر خداى بمرد وى شش ساله بود . مرگ آمنه در ابواء ميان مكه و مدينه بود ، پيمبر را به مدينه برده بود تا خالگان خويش را كه از بنى عدى بن نجار بودند ببيند و هنگام بازگشت به مكه درگذشت .